جمعه 22 آبان 1394  09:52 ب.ظ
توسط: masiire sabz

خرید کارواش
قیمت یزر 5 سر

یکی از راههای پاک کردن پوست، بخوردادن آن است که به وسیله آن منافذ پوست باز شده و آماده تغذیه از ماسک های مورد نظر می گردد. بعد از عمل بخور می توان دانه های سرسیاه و جوش های صورت را فشار داد. این کار باید در نهایت دقت و با دستمال کاغذی انجام گیرد و نباید برای این کار از ناخن ها استفاده کرد.جوش های صورت را تا حد امکان با دست لمس نکنید و در مورد انواع عفونی آن اجازه دهید تا جوش ها خشک شوند و سپس آنها را فشار دهید.


بخور با بخارآب

این بخور را می توان همیشه و در همه جا انجام داد. بدین صورت که پوست را در معرض بخار آب قرار داده، ولی مواظب باشید که بخار، پوست شما را نسوزاند(درصورت تمایل ازدستگاههای بخوریرد استفاده کنید). با این کار آلودگی ها و چربی ها و سلول های شاخی از سطح پوست تمیز شده و پوست شما مرطوب می گردد و این مرطوب بودن مانع ایجاد چین و چروک ها می شود.

بخور گل ختمی و بابونه

این بخور علاوه بر این که باعث تمیزی و مرطوب شدن پوست می گردد باعث ضد عفونی و روشن شدن و شادابی پوست نیز می شود. بهترین کاری که می توان بعد از این بخور، علاوه بر استفاد از انواع ماسک ها انجام داد، استفاده از روغن زیتون و در صورت داشتن جوش در روی صورت، از آب لیموترش می باشد که باید با کمک پنبه، مخلوط روغن زیتون و آبلیمو ترش را روی پوست مالیده و پس از ۳۰ دقیقه صورت را با آب ولرم شست.

طریقه استفاده از بخور گا ختمی و بابونه

مقداری گل ختمی و گل بابونه را در ظرف آب جوش می ریزیم و سپس در ظرف را به مدت ۱۰ دقیقه قرار داده تا دم بکشد و سپس در ظرف را برداشته و یک پارچه ضخیم روی سر خود و ظرف انداخته و همین طور که صورتمان بالای ظرف و در معرض بخارها قرار دارد و با کمک دو انگشت دستمان پوست صورت را ماساژ داده ، این عمل را چندین بار تکرار می کنیم.

بخور رامسن(زنجبیل شامی)


این بخور علاوه بر این که باعث تمیزی و شادابی پوست می شود برای دستگاه تنفسی نیز بسیار مفید می باشد. برای این منظور جوشانده غلیظ و بسیار گرم آن استفاده می شود که با انداختن پارچه یا لحاف بر سر، بخار آن را استشناق کرده و در همان حال پوست صورت را ماساژ می دهید و سپس با یک حوله تمیز پوست را تمیز می کنید. (مقدار لازم از این گیاه دو مشت کامل از ریشه آن در یک لیتر آب توصیه شده است.)

سونای پوست صورت

با بخور دست ساز پوست صورت خود را شاداب کرده و رنگ سلامتی را بر روی آن بنشانید. برای این منظور کاسه ای را از آب پرکرده و بر روی شعله اجاق گاز قرار دهید تا جوش بیاید. سپس به آن مقداری آب لیموترش تازه و تعدادی برگ نعناع تازه اضافه کنید. همان طور که ترکیب مواد به همراه آب در حال جوشیدن است، حوله ای را بر روی سر خود انداخته و با بخارات حاصله بخور دهید. این کار را به مدت ۵ دقیقه ادامه دهید. خواهید دید که بر روی صورت شما قطرات آن نقش می بندد. در پایان آنها را به آرامی خشک کنید.

نکاتی در مورد بخور

برای بخور دادن پوست می توانید از گیاهان زیر نیز به صورت بالا استفاده نمایید. این گیاهان عبارتند از : بابونه، آویشن، اسطوخدوس، گزنه سفید، رازیانه، زیرفون، بومادران، اکلیل کوهی، نعناع صحرایی، صمغ عربی، کافور .

پس از بخور دادن می توانید با کمک نوک انگشتان و یک دستمال ، جوش های سرسفید و سرسیاه خود را با فشار خالی نمایید ولی نکته مهم در این مورد آن است که پس از عمل بخور چون منافذ پوست باز می شوند و سر جوش ها نیز باز خواهد شد .

بهتر است که برای تنگ کردن این منافذ پس از اتمام کار، از خیار رنده شده یا لیموترش تازه و یا اگر پوست چربی دارید از آب سرد یا یخ کمک بگیرید و آن ها را به صورت ماسک بر روی پوست قرار دهید.

منبع : کتاب رازهای زیبایی و جوانی


نظرات()   
   
جمعه 22 آبان 1394  09:20 ب.ظ
توسط: masiire sabz

فروش چاقو
خرید چراغ قوه

بذارید یه بار دیگه با هم مرور كنیم.علی ضیا مجری تلویزیون كه از قضا انسان هم هست،گلاب به روتون مثل همه انسانها دستشویی هم میره،مثل همه انسانها تولید مثل هم میكنه و مثل همه انسانها ورزشی رو دنبال و از تیمی طرفداری میكنه،برای تماشای دربی یا داربی یا هر كوفتی میره به یه كافه یا كافی شاپ یا هر خراب شده ای.وقتی پرسپولیس تیم محبوب ایشون بعد از كلی فراز و نشیب تو دقایق اضافه دقایق اضافه گل میزنه سر از پا نمیشناسه و چند خطی با شعری كه جمعیت میخونن همراهی میكنه...خب؟؟؟
الان چی ماجرا به كجای دوستان برخورده؟كافه رفتن یه مجری بده ،پرسپولیسی بودن علی ضیا مشكل داره یا كلاه گیس اقای مظلومی هم رفته جزء مقدسات و نمیشه باهاش شوخی كرد؟؟تو فضای فوتبال ما كه خواهر و مادر فوتبالیست و داور و مربی و مدیر و گزارشگرش هر روز پرچم تماشاگراست،شوخی با كم مویی یا بی مویی یه مربی انقدر تند و زننده و غیر قابل بخشش بوده كه كار به ممنوع الكاری و شكایت و تهدید و فحاشی و این بساطی كه هست بكشه؟مگه غیر از اینه كه سالهاست شعر علی دمبه رو روی سكوها میخونن و با تقلید مشكل مادرزادی علی دایی در گفتار،مجالس عروسی رو گرم میكنن؟؟درست از دقیقه نود و پنج این بازی همه اسطوره اخلاق شدیم؟؟بیخیال تو رو خدا.
تو مملكتی كه هر روز با ناموس گیلانی ها و فهم و شعور اذری ها و هوش خانمها و درازی عمر مسئولان مملكت و امثالهم،ركیك ترین و مغرضانه ترین و زشت ترین شوخی ها میشه و شنیع ترین جوكها ساخته میشه ،واقعا زور داره كه یه جوون محجوب به خاطر دو خط همخونی از سر هیجان با یه شعار معمولی و حتی لوس كه از قضا حاوی هیچ توهینی هم نیست،اینطور از كار بیكار شه و اماج حملات و فحاشی های همونایی قرار بگیره كه همون جوكها رو میسازن و هرهر به همون جوكها میخندن.خیلی زور داره.»
 جناب آقای ژوله ، لطفا ساده انگار نباشید ، آقای ضیاء عزیز یک مجری است و برای جونان بسیاری مثل ما یک اسطوره ، می دونید خیلی از هم سن های من عاشق او هستند ، مثل او ریش می گذارند ، علی ضیا به عنوان یک انسان هر کاری دوست دارد می تواند انجام دهد ولی وقتی مجری شد، در سیما آمد، بیت المال صرف کرد ، اسطوره شد، باید حریم هم بشناسد ، اگر در یک جمع شعر عزا عزا را خواندند هم خوان نشود، و خیلی دلایل دیگر ؛ وقتی ممنوع التصویر شد یاد این حرف همیشگی پدرم افتادم : هر کسی هر کجا هست ، خودش خواسته که آنجا باشد.
 با سلام
جناب اشتباه نکنید موضوع علی ضیا بعنوان یک فرد عادی جامعه نمی باشد. فردی که مجری صدا و سیما باشد باید شرایط اجتماعی و فرهنگی خاص داشته باشد تابتواند حتی بک الگو باشد. فردی که در سیما و در برنامه هایی که مجری است چنان سخن می گوید و در عمل جور دیگر می کند نمی تواند در سیما جا داشته باشد. اگر ایشان می خواهد مانند یک فرد عادی زندگی کند بهتر است یک رنگ بوده و زندگی عادی داشته باشد.


نظرات()   
   
جمعه 22 آبان 1394  08:59 ب.ظ
توسط: masiire sabz

قیمت چراغ
لیزر حرارتی اصل

عضو کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی گفت: با توجه به انتخابات پیش روی مجلس شورای اسلامی، انتظار می رود تأخیر در پرداخت یارانه حداقل تا پایان سال جاری ادامه داشته باشد.

ابراهیم نکو درباره احتمال تأخیر در پرداخت یارانه بیان کرد: تاکنون شاهد تاخیر در پرداخت یارانه ها بودیم که همین روند تا پایان سال ادامه خواهد داشت.

وی ادامه داد: در سطح کلان نیز شاهدیم، حقوق کارمندان و کارگران دولتی با تأخیر پرداخت می شود. بنابراین تصور اینکه یارانه باید بدون تأخیر و سروقت پرداخت شود غیرمنطقی است.

نکو افزود: به هر حال یارانه همانند حقوق و دستمزدها به دلیل محدودیت منابع دولت با تأخیر پرداخت می شود. این تأخیرها دور از انتظار نیست و مردم نباید فکر کنند که دولت درصدد حذف آنهاست.

کیسه دولت خالی است

این نماینده مجلس شورای اسلامی بیان کرد: واقعیت تلخ درباره پرداخت با تأخیر یارانه این است که کیسه دولت خالی است و همانطور که وزیر اقتصاد گفته، دولت برای پرداخت یارانه به آحاد جامعه با یک مصیبت عظما مواجه است.

مصیبت عظما

وی ادامه داد: این مصیبت عظما هر ماه برای دولت وجود دارد و همچنان که پیش می رود وضعیت برای پرداخت یارانه ماه های بعد بدتر می شود.

نکو بیان کرد: گرفتاری های دولت صرفا برای پرداخت یارانه نیست بلکه پس از آن باید به فکر بازپرداخت بدهی هایی باشد که بابت تأمین منابع یارانه ها گرفته است.

رفتار محتاطانه دولت تا انتخابات

عضو کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی درباره راه حل این مشکل دولت بیان کرد: حذف یارانه ها با آثار و تبعات سنگینی برای دولت همراه است، دولت تلاش می کند در یک مقطع زمانی این کار را انجام دهد که کمترین آسیب را ببیند.

وی افزود: از آنجاییکه نزدیک انتخابات مجلس هستیم، رفتار محتاطانه و سنجیده دولت برای هرگونه تصمیم گیری درباره حذف ثروتمندان از لیست یارانه بگیران قابل انتظار است.

حذف یکباره مردم خطرناک است

نکو بیان کرد: حذف یکباره یارانه از سوی دولت تصمیم بزرگ و خطرناکی است و امکان دارد دولت موقعیت های خود را در مجلس آتی از دست بدهد. دولت تلاش خواهد کرد در آینده به مرور زمان و به تدریج از تعداد یارانه بگیران حذف کند.

وی ادامه داد: با این حال، انتظار می رود دولت همچنان برای جبران کسری منابع مالی یارانه ها ماهانه تعدادی را از لیست یارانه بگیران حذف کند.

دولت اراده ندارد؟

این نماینده مجلس شورای اسلامی درباره حذف یکباره ثروتمندان از لیست یارانه بگیران گفت: این تصمیم، کار بزرگ و سختی است و امکان دارد موقعیت سیاسی دولت در معرض خطر قرار بگیرد.

وی افزود: به هر حال، اگر در بین حذف شدگان از لیست یارانه بگیران افرادی کسانی باشند که به یارانه نیازمند باشد، این وضعیت بر موقعیت حامیان دولت و جریان انتخابات تأثیرگذار خواهد بود.

نکو بیان کرد: البته نمی توان گفت دولت با تعلل در حذف یارانه بگیران به دنبال کرسی بیشتر در مجلس است، بلکه درصدد حفظ کرسی های موجود است. به این ترتیب دولت نمی خواهد، با حذف یارانه بگیران ضرر و زیان سیاسی ببیند.

وی ادامه داد: انتظار می رود، پس از انتخابات مجلس در پایان سال جاری، دولت تصمیمات جدی تر و تأثیرگذاری درباره ساماندهی یارانه ها انجام دهد.
میزان


نظرات()   
   

لوازم سفری
دوربین دید در شب

دانستنی های جالب از «کاشو» یا بادام هندی ﺷﺎﯾﺪ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺑﺎﺩﺍﻡ ﻫﻨﺪﯼ را ﻣﯽ ﺧﻮﺭﯾﺪ ﻓﮑﺮ ﮐﻨﯿﺪ ﺑﻮﺗﻪ ﺩﺍﺭﺩ ﯾﺎ ﺑﻪ ﺍﺷﮑﺎﻝ ﻣﺨﺘﻠﻔﯽ ﺑﻪ ﻭﺟﻮﺩ ﻣﯽ ﺁﯾﺪ ﻭ ﺷﺎﯾﺪ ﻫﻢ ﺍﺻﻼ ﻓﮑﺮ ﻧﮑﺮﺩﻩ ﺑﺎﺷﯿﺪ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺩﺍﻡ ﺧﻮﺷﻤﺰﻩ ﻭ ﮔﺮﺍﻥ ﻗﯿﻤﺖ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺑﻪ ﻭﺟﻮﺩ ﻣﯽﺁﯾﺪ.

به گزارش «تابناک باتو» ﺑﺎ ﺩﯾﺪﻥ ﻋﮑﺲ ﺩﺭﺧﺖ ﺑﺎﺩﺍﻡ ﻫﻨﺪﯼ، ﻣﺘﻮﺟﻪ ﻣﯽ ﺷﻮﯾﺪ ﮐﻪ ﻭﺍﻗﻌﺎ ﻗﺎﺑﻞ ﺗﺼﻮﺭ ﻧﯿﺴﺖ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺩﺍﻡ ﺧﻮﺷﻤﺰﻩ ﻭ ﻣﻘﻮﯼ ﺍﯾﻦ ﺷﮑﻠﯽ ﺑﻪ ﻭﺟﻮﺩ ﺁﯾﺪ ﻭ ﺟﺎﻟﺐ ﺍﯾﻨﺠﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﯿﻮﻩ ﻫﺎﯼ ﺍﯾﻦ ﺩﺭﺧﺖ ﺷﺒﯿﻪ ﻓﻠﻔﻞ ﺩﻟﻤﻪ ﺍﯼ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻭ ﯾﮏ ﺑﺎﺩﺍﻡ ﮐﻮﭼﮏ ﺑﻪ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﻫﺮ ﮐﺪﺍﻡ ﻣﺘﺼﻞ ﺍﺳﺖ.

ﺑﺎﺩﺍﻡ ﻫﻨﺪﯼ ﺍﺯ ﮔﺮﺍﻥ ﻗﯿﻤﺖ ﺗﺮﯾﻦ ﺁﺟﯿﻞ ﻫﺎﯼ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﺩﺭ ﺑﺎﺯﺍﺭ ﺍﺳﺖ. ﺍﻟﺒﺘﻪ ﻭﺍﻗﻌﺎ ﺍﺭﺯﺷﺶ ﺭﺍ ﻫﻢ ﺩﺍﺭﺩ ﻭ ﺍﺯ ﺧﻮﺵ ﻃﻌﻢ ﺗﺮﯾﻦ ﻭ ﻧﺮﻣﺘﺮﯾﻦ آﺟﯿﻞ ﻫﺎ ﻧﯿﺰ هست ﻭ ﮔﺮﺍﻧﯽ ﺁﻥ ﺑﯽ ﻋﻠﺖ ﻧﯿﺴﺖ.

کاشو یا بادام هندی به دلیل طعم منحصر به فردش یکی از آجیل های محبوب مردم کشور ما و دیگر کشورهاست. این آجیل به شکل لوبیا یا کلیوی شکل است که در پایین یا زیر میوه ی درختی که بلارد نام دارد، یافت می شود.

وطن اصلی این درخت از آمریكای جنوبی و برزیل است كه پس از كشف آمریكا توسط پرتقالی ها به سایر نقاط دنیا برده شد. امروزه كشور هندوستان بزرگترین تولید كنندهٔ این محصول بوده و جنوب غربی این كشور از مراكز عمدهٔ كاشت است.

مقاومت درختچهٔ كاشو نسبت به كم آبی بیشتر از درخت انبه است، اما در مقابل سرما حساس تر از آن است.

● ارزش غذایی میوه؛

تركیب شیمیایی این میوه بدین قرار است كه:
▪ گلوكز یا لوولز ۹%-۷%
▪ اسید تانیك ۰.۵درصد(این ماده باعث گس شدن طعم میوه می شود)
▪ مواد آب ۱۲%
▪ مغز در كاشو علاوه بر طعم مطبوعی كه دارد، ۱۵%پروتئین و ۴۰%چربی هم دارد.

هشدار؛

ـ افرادی که مشکلات کلیوی درمان نشده دارند، یا این که کلیه ها و یا کیسه ی صفرای شان را در آورده اند باید از مصرف این آجیل پرهیز کنند. دریافت زیاد اگزالات ممکن است موجب کاهش جذب کلسیم نیز شود.

ـ آلرژی غذایی یکی دیگر از عوارضی است که ممکن است با خوردن کاشو به وجود بیاید. این واکنش های آلرژیک ممکن است یا فوری و خاص باشد (مانند خارش، گرفتگی بینی، تورم لب ها و...) یا ممکن است با تأخیر و عمومی باشد (مانند خستگی و افسردگی).



گروه وبگردی «تابناک باتو»
منبع: وبلاگ مقاله کشاورزی ایران، نارگیل


نظرات()   
   

حبس در خانه، مجازات از دست دادن گردنبند قیمتی

  • حبس در خانه، مجازات از دست دادن گردنبند قیمتی
    وقتی گردنبند گرانقیمت‌اش سرقت شد، فكر نمی‌كرد شوهرش او را در خانه حبس كند.

    به گزارش جوان، چند روز قبل مردی به كلانتری هفت‌چنار رفت و خبر داد كه دامادش دختر او را در خانه حبس كرده است.

     او توضیح داد: لحظاتی قبل مردی با من تماس گرفت و گفت در حال عبور از كنار خانه دخترم بوده كه دخترم از پشت پنجره او را صدا زده و شماره مرا به او داده و گفته كه شوهرش او را در خانه حبس كرده و از او درخواست كرده من را از ماجرا باخبر كند. من هم تصمیم گرفتم قبل از رفتن به خانه دخترم، ابتدا پلیس را از ماجرا باخبر كنم.  پس از طرح شكایت تیمی از مأموران كلانتری به همراه شاكی به محل حادثه كه آپارتمانی مسكونی بود، حاضر شدند. مأموران از پشت در صدای ضعیف زنی را شنیدند كه درخواست كمك می‌كرد. بعد از آن بود كه مأموران پلیس موضوع را به قاضی مدیر روستا، بازپرس شعبه ششم دادسرای جنایی اطلاع دادند و بازپرس هم دستور داد تا از طریق كلید‌سازی در خانه را باز كنند و زن جوان را نجات دهند. م

    أموران وقتی با كمك كلیدساز در را باز كردند با پیكر نیمه هوش زن جوانی به نام رؤیا روبه‌رو شدند كه از حال رفته بود. پس از این رؤیا به درمانگاه منتقل شد و بعد از بهبودی با طرح شكایتی گفت: امروز با شوهرم به خاطر موضوعی مشاجره لفظی داشتم تا اینكه درگیری ما بالا گرفت و او مرا به شدت كتك زد به طوری كه حالم بد شد. پس از این او گوشی تلفن همراهم را از من گرفت و گوشی تلفن ثابت را هم برداشت و داخل كیفش گذاشت. من نمی‌دانستم او چه نقشه‌ای دارد تا بعد که لباس پوشید و از خانه بیرون رفت و در خانه را قفل كرد. ‌بلافاصله به سراغ كیفم رفتم تا كلید‌های یدك را بردارم كه متوجه شدم كلید‌های یدك را هم برداشته است. با داد و فریاد از او خواستم مرا در خانه تنها نگذارد اما فایده‌ای نداشت.‌ به او گفتم كه حالم بد شده و امكان دارد بی‌هوش شوم اما شوهرم توجهی نكرد و رفت. پس از این خیلی تلاش كردم تا در را باز كنم اما موفق نشدم.

    در حالی كه از شدت درد به خود می‌پیچیدم پنجره را باز كردم و از مردی كه در حال عبور از كوچه بود، كمك خواستم. به او گفتم شوهرم مرا در خانه حبس كرده است و شماره پدرم را دادم تا به كمك من بیاید.

     وی در پایان گفت: سه ساعت در خانه حبس بودم تا اینكه مأموران مرا نجات دادند. پس از طرح این شكایت شوهر شاكی برای تحقیقات به دادسرا احضار شد.

    وی در ادعایی گفت: من همسرم را خیلی دوست دارم و با او مشكلی ندارم. مدتی قبل در سالگرد ازدواجمان گردنبند گرانقیمتی ‌خریدم. به او گفتم كه این گردنبند را در خیابان استفاده نکند، امكان دارد به خاطر قیمت بالایش مورد آدم‌ربایی و سرقت قرار بگیرد اما همسرم به حرف‌هایم توجهی نكرد تا اینكه یك روز قبل از حادثه فهمیدم سارق ‌در خیابان گردنبند را قاپیده است. وقتی موضوع را به من گفت خیلی ناراحت شدم و با هم مشاجره كردیم. من بیشتر نگران خودش بودم تا گردنبند قیمتی به همین خاطر آن روز او را دعوا كردم اما او ناراحت شد و با حالت قهر قصد داشت به خانه پدرش برود كه من در را قفل كردم و به محل كار رفتم‌.

    وی در پایان گفت من قصد حبس همسرم را نداشتم و نمی‌دانستم او از این موضوع می‌ترسد.
    پس از این قاضی مدیر روستا پرونده را در اختیار مأموران پلیس قرار داد تا با انجام تحقیقات میدانی صحت حرف‌های شاكی و متهم روشن شود. همچنین شاكی به پزشكی قانونی معرفی شد تا میزان صدمات مشخص شود.


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   



بیوگرافی مهران مدیری، زندگینامه مهران مدیری

سایت بیوگرافی،زندگینامه مشاهیربیوگرافی بازیگران و هنرپیشه ها

در این بخش از سایت آکاایران بیوگرافی و تصاویر مهران مدیری را برای شما آماده کرده ایم ، امیدواریم که مورد توجه شما قرار گیرد.

نام : مهران
نام خانوادگی : مدیری
تاریخ تولد : 18 فروردین 1346
محل تولد : تهران
فرزندان : فرهاد و شهرزاد

بیوگرافی مهران مدیری,مهران مدیری و همسرش,بیوگرافی کامل مهران مدیری,تصاویر مهران مدیری,مهران مدیری و خانواده اش,زندگینامه مهران مدیری,عکسهای مهران مدیری,بیوگرافی مهران مدیری+عکس,زندگی نامه مهران مدیری,عکس مهران مدیری

تصاویر مهران مدیری

 

مهران مدیری متولد دهه ۴۰ در تهران است. او که در خانواده ای هنردوست به دنیا آمده بود فعالیتهای هنری خود را از نخستین سالهای نوجوانی شروع کرد و تا قبل از ورود به رشته تئاتر در دانشگاه،در چندین اثر نمایشی به عنوان بازیگر شرکت نمود...

. تحصیلات آکادمیک او در رشته «تئاتر» ،به دلیل حضور او در جبهه های جنگ، ناتمام ماند اما عشق او به هنرهای نمایشی ،بار دیگر او را به عرصه نمایش در تئاتر و رادیو کشانید. او تا سال ۱۳۷۲ با نمایشهای زیادی چون: شوخی، تلگراف، آرسنال، پانسیون، سیمرغ، هملت، کیسه بوکس و ... روی صحنه رفت. و در این دوران با بسیاری از بزرگان تئاتر کشور چون «قطب الدین صادقی» و «میکائیل شهرستانی» همکار شد.
وی همچنین در این دوران به عنوان بازیگر در نمایشهای رادیویی «قصه های شب» نیزحضور یافت. مدیری در سالهای آغازین دهه ۸۰، نخستین تجربه حضور خود را در برنامه های مذهبی تلویزیون تجربه کرد تا آنکه بر حسب اتفاق، وارد وادی «طنز نمایشی» در تلویزیون گردید. او که تا پیش از آن تنها یک اثر کمدی نمایشی بنام «پانسیون» را روی صحنه داشت، با نخستین جرقه های نبوغ و ابتکار خود در زمینه کمدی در مجموعه های تلویزیونی «نوروز۷۲» -در سمت بازیگرـ و «پرواز۵۷» -به عنوان بازیگر و کارگردان- که در بهار و زمستان ۱۳۷۲، روی آنتن رفته بود به عنوان یک بازیگر کمدی خوش درخشید. چنان که یک سال بعد در مقام کارگردانی مجموعه طنز «ساعت خوش» توانست اثری ماندگار را در ژانر کمدی تلویزیونی به نام خود به ثبت برساند. «ساعت خوش» نخستین مجموعه آیتمی طنز در طول تاریخ تلویزیون ایران بود و حواشی این برنامه پربیننده چنان دست و پاگیر دست اندرکاران آن شد که تا سه سال امکان فعالیت مجدد تصویری را از آنان گرفت. مهران مدیری که به سبب این محرومیت سه ساله، امکان بازی در فیلمهای مطرح «ضیافت» و «سلطان» مسعود کیمیایی را از دست داده بود، در نوروز ۷۷ همزمان با اکران فیلم سینمایی «دیدار» -که در آن در سمت بازیگر حضور یافته بود- و نیز پخش برنامه طنز «نوروز ۷۷» بار دیگر به صحنه نمایش بازگشت. او چند ماه بعد با ساختن مجموعه طنز «جنگ ۷۷» که آغاز دوباره دوران شهرت و محبوبیت او را نوید می داد، بار دیگر با ساختار شکنی در این ژانر از برنامه های تلویزیونی به نوع جدیدی از سبک نمایش کمدی رسید که مبتنی بر داستان گویی بود.
کارگردانی مجموعه های: ببخشید شما(۱۳۷۸)،پلاک ۱۴ (۱۳۷۹-۱۳۷۸) ،نودشب (۱۳۷۹) و طنز ۸۰ (نوروز۸۰)، بازی در یک سریال تلویزیونی بنام «دردسروالدین» (۱۳۸۰) و بازیگری و بازیگردانی فیلم سینمایی «توکیو بدون توقف»، که به نوعی ادامه روندتکمیلی تجربه های هنری او محسوب می شد، وی را به چنان پختگی و تجربه رسانیده بود تا بار دیگر اتفاق جدیدی را در عرصه کمدی نمایشی ایران به ثبت برساند.
در سال ۸۱، او به همراه همکار نویسنده اش «پیمان قاسم خانی»، قومی را خلق کردند بنام «برره»، اهل ناکجاآبادی به همین نام . «پاورچین» با طرح معضلات فرهنگی و بیماری های اخلاقی ساکنان روستای خیالی«برره»، رذایل اخلاقی اجتماع و سنتهای غلط مردم آن را چنان بی رحمانه به نقد کشید که این مجموعه را بزرگترین اتفاق نمایشی در تاریخ تلویزیون ایران لقب داد و این تازه آغاز ماجرا بود. در حالی که مجموعه تلویزیونی «نقطه چین» آنچنان که شایسته ی مدیری و همکارانش بود مطرح نشد و مجموعه داستانی «جایزه بزرگ» نیز با وجود پربیننده بودن، در حد و اندازه های مدیری از آب در نیامد، او به گذشته ی برره سفر کرد تا داستان هایی جدید را در فضای ۵۰ سال قبل ایران روایت کند.
«شبهای برره» که در سال ۸۴ ساخته شد و به روی آنتن رفت، جایگاهی بود تا حرفهای در گلو مانده جامعه به زبان بیاید. از دردها، مشکلات و ناهنجاری های فرهنگی مردم ایران که سالها در قالب سنت ها و آداب و رسوم غلط و بی ریشه دامنگیر آنان شده بود. مدیری و گروهش در طی چند ماه سختی ها و ناهمواری های زیادی را تحمل کردند و از زیر تیغ تیز بی مهری ها، کوته فکری ها، انتقادهای تند و شایعات بی اساس گذشتند تا «شبهای برره» بار خود را سالم به مقصد برساند ... و «برره» ماندگار شد...
مهران مدیری در کنار علاقمندی هایش به هنر نمایش و کارگردانی و تلاشی که برای رسید به جایگاه کنونی اش کرده است همواره به عالم موسیقی نیز عشق و ارادت خاصی داشته است. او با انتشار نخستین آلبوم موسیقی اش در سال ۷۹، در مقام خواننده و نیز در نخستین کنسرت رسمی خود که در بهمن ماه ۱۳۸۳ در تهران اجرا کرد، با انتخاب هوشمندانه ملودی ها، تصنیف ها و صدای دلنشینی که از سوی شنوندگان آثارش مقبول افتاده بود، ثابت کرد که موسیقی را خوب می شناسد و نیز سلیقه مردم هنردوست ایران را !
امروز او معتقد است بیش از آنچه که باید ،برای کار وقت صرف کرده است.سالی که پیش روست شاید باز هم برای او سال پرکاری باشد و شاید هم آنچنان که خود او می خواهد با پایان «شبهای برره»، به عنوان آخرین سریال نود شبی اش امسال را به استراحت سپری کند.هنوز هیچ چیز معلوم نیست. اما نا گفته پیداست که عرصه طنز تلویزیونی ایران،بدون حضور او چیزی کم دارد.

آثار مهران مدیری:

سینما:
دیدار - ۱۳۷۷
توکیو بدون توقف -۱۳۸۱
همیشه پای یک زن در میان است -۱۳۸۶
دایره زنگی -۱۳۸۶
تهران ۱۵۰۰ (انیمیشن) -۱۳۹۰
پل چوبی -۱۳۹۰

تلویزیون:
سریال مشت های کوچک - ۱۳۷۱
سریال حکایت ها - ۱۳۷۱
سریال پندها و اندرزها - ۱۳۷۱
سریال نوروز ۷۲ - ۱۳۷۲
سریال باغ گیلاس -  ۱۳۷۲
سریال پرواز ۵۷ -  ۱۳۷۲
سریال ساعت خوش - بازیگر/کارگردان - ۱۳۷۳
سریال سال خوش - بازیگر/کارگردان - ۱۳۷۴
سریال نوروز ۷۶ - بازیگر/کارگردان - ۱۳۷۶
سریال (جُنگ)۷۷ -  بازیگر/کارگردان - ۱۳۷۷
سریال ببخشید شما - مجری/کارگردان - ۱۳۷۸
سریال پلاک ۱۴ - بازیگر/کارگردان - ۱۳۷۸
سریال ۹۰ شب - بازیگر/کارگردان - ۱۳۷۹
سریال طنز ۸۰  - مجری/تهیه کننده/کارگردان  ۱۳۸۰
سریال دردسر والدین  بازیگر  ۱۳۸۰
سریال پاورچین  بازیگر/کارگردان  ۱۳۸۱
سریال نقطه چین  بازیگر/طراح صحنه و لباس/کارگردان  ۱۳۸۲-۱۳۸۳
سریال جایزه بزرگ  بازیگر/کارگردان  ۱۳۸۳
سریال شب های برره  بازیگر/خواننده/کارگردان  ۱۳۸۴
سریال باغ مظفر  بازیگر/خواننده/کارگردان  ۱۳۸۵
سریال مرد هزارچهره  بازیگر/کارگردان/مجری طرح  ۱۳۸۷
زریال مرد دوهزارچهره بازیگر/کارگردان  ۱۳۸۸

سریال در حاشیه 1394

با ما همراه باشید تا در ادامه تصاویری از مهران مدیری را مشاهده کنید.

تصاویر مهران مدیری

 

تصاویر مهران مدیری

 

بیوگرافی مهران مدیری

 

بیوگرافی مهران مدیری

 

بیوگرافی مهران مدیری

 

بیوگرافی مهران مدیری

 

بیوگرافی مهران مدیری

 

تصاویر مهران مدیری

 

عکس مهران مدیری

 

تصاویر مهران مدیری

 

مهران مدیری

 

تصاویر مهران مدیری

 

عکس مهران مدیری

 

عکس مهران مدیری

 

مهران مدیری

 

بیوگرافی مهران مدیری


نظرات()   
   

نورافکن دستی FA-9001 T6
قیمت دوربین دوچشمی دید در شب

در سینمای ما تعداد بازیگرانی كه دو عنصر زیبایی و توانایی را همزمان داشته باشند، معدود هستند. به‌خصوص در دوره‌ای كه هجوم بازیگران خوش‌چهره به كارهای سینمایی و تلویزیونی باب شد و از حد معمول خود هم تجاوز كرد، اندك چهره‌هایی بودند كه واقعا استحقاق ماندن در این عرصه را داشتند و می‌توان با اطمینان گفت نسلی تازه از بازیگران مستعد برای آینده سینما و تلویزیون ما هستند.


در میان آنها مهتاب کرامتی یكی از بهترین‌ها بود كه اگر نگاهی به كارنامه‌اش در این سال‌ها بیندازید، متوجه می‌شوید چگونه با تن دادن به نقش‌هایی متفاوت و گاه بسیار دشوار با چنگ و دندان از سیطره حضور مقتدرانه‌اش دفاع كرده و نتیجه این شده كه حالا نه تنها به عنوان یك چهره مطلوب، بلكه به عنوان یكی از زنان هنرمندی كه می‌توان به راحتی به او اعتماد كرد و نقش‌هایی چالش‌برانگیز را به او سپرد، شناخته می‌شود. مهتاب كرامتی این روزها «عصر یخبندان» را در اكران و چند فیلم فوق‌العاده دیگر مانند «مزار شریف»، «ارغوان» و «جامه‌دران» را در نوبت اكران دارد كه هر یك از آنها اعتباری ویژه در كارنامه هنری‌اش هستند.

او علاوه بر اینكه در سینما و بین مخاطبان سینمایی یك چهره دوست‌داشتنی و محبوب است، سال‌هاست كه به عنوان سفیر یونیسف در كشورمان فعالیت‌های متعددی داشته و دارد و از هیچ كوششی در انجام وظایف انسانی خود دریغ نمی‌كند.

حس خوب یك انتخاب

فعالیت‌های متعددی كه دارم باعث شده تا كمتر بتوانم فیلم بازی كنم اما گاهی مانند سال گذشته این فرصت پیش می‌آید كه بیشتر به حرفه محبوبم بپردازم. تمام كارهایی را كه سال گذشته انجام دادم دوست دارم. راستش چند سالی هست كه دیگر طوری انتخاب می‌كنم كه بعدها نه اینكه پشیمان بشوم اما دست‌كم حس خوبی نسبت به تجربه‌های حرفه‌ای‌ام داشته باشم. خدا را شكر یكی از كارهای خوبی كه انجام دادم بازی در فیلم «عصر یخبندان» بود؛ از آن كارهایی كه هم برایش زحمت زیادی كشیدم و هم به آن افتخار می‌كنم.

نه شلوغ و  نه كمدی

مصطفی كیایی از آن جوان‌های خوش‌فكری است كه به نظرم با كارهایی كه از او دیدم تجربه‌گرا و بلندپرواز است. در عین اینكه كار خودش و كار بازیگر را می‌شناسد، می‌داند چگونه با بازیگر كار كند كه به هدف خودش برسد و همین نگاه و اهمیتی كه برای بازیگر در ایفای نقش قائل است، باعث شد در جشنواره هم بازیگری‌های كار دیده شوند. فضای داستانی و حتی ساختاری «عصر یخبندان» شباهتی به «ضدگلوله» و «خط ویژه» ندارد؛ نه آن جنس كمدی «ضدگلوله» را دارد؛ نه شلوغی سكانس‌های «خط ویژه» را.

هیجان نقش سخت

نقش‌هایی كه شما را از آنچه هستید دور می‌كنند، بازی متفاوتی را می‌طلبند و به خاطر نوع كاراكترشان باید طراحی ظاهری و گریم متفاوتی داشته باشید را دوست دارم چون مرا وارد پروسه شناختی از توانایی‌هایم می‌كند كه برایم هیجان‌انگیز است. برای همین از كارهایی كه مرا نه به عنوان یك كاتالیزور در حاشیه داستان بلكه به عنوان شخصیتی كه نیاز به كنكاش و تلاش دارد، استقبال كرده‌ام. حضور در نقش معتاد را به شكل كوتاهی تجربه كرده بودم اما این‌بار و در «عصر یخبندان»، هم حضور پررنگ‌تری بود و هم اینكه این آدم درگیرودار شرایط و ماجراهایی بود كه تنها نمی‌شد برای مشكل اعتیادش او را قضاوت كرد.


 تردیدهای یك زن افغان

همیشه مرحله پذیرش یك نقش در یك كار برای من سخت‌ترین و شاید طولانی‌ترین زمان مربوط به تصمیم‌گیری‌هایم است. در بعضی كارها این مرحله هم دشوارتر می‌شود و هم طولانی‌تر. فیلم «مزارشریف» یكی از این كارها بود كه برای شروع تردیدهای مختلفی داشتم. اینكه كار سختی بود به كنار، اینكه من با نوع چهره و فیزیكی كه دارم اصلا در نقش یك زن افغانی پذیرفتنی هستم یا نه و اینكه كار درگیر حال و هوای شعارزدگی و. . . قرار بگیرد و از رسالت داستانی خودش جدا شود هم ذهنم را مشغول كرده بود.

با گریم عجیب در دل خیابان

یادم هست زمانی‌كه قصد داشتم با فیلم «بیست» در سینما قالب چهره شیك و لوكسی را كه از من تصویر شده بود بشكنم، خودم را با تست گریم محك زدم. شاید تست گریم راهی برای اطمینان خاطر كارگردان از انتخاب بازیگر برای نقش باشد اما برای خود من هم اطمینان یافتن از پذیرش نقشی است كه از من بسیار دور است. حین ساخت فیلم «بیست» حتی گاهی برای تجربه ملموس‌تر با همان پوشش و گریم در خیابان ظاهر می‌شدم تا هم نگاه مردم را ببینم و هم خودم به قالب‌نقش نزدیك شوم. در «مزارشریف» هم تست گریم كمك زیادی كرد تا اعتمادبه‌نفس لازم را برای قبول نقش پیدا كنم.

از پاداش سكوت تا عصر یخبندان

هنوز هم برای من هماهنگ شدن با تیم سازنده كار یكی از عوامل تاثیرگذار بر روند بازی‌ام و میزان راحتی‌ام در یك پروژه است. برعكس «مزارشریف» كه در یك‌سوم نهایی كار وارد شدم و به سختی‌های بازی‌ام در آن نقش اضافه كرد در «عصر یخبندان» حضور بهرام رادان كه با او تجربه همكاری را داشتم، كمك‌كننده بود. یادم هست یكی از بازی‌های خوبی كه از آقای فرهاد اصلانی دیدم، در فیلم «پاداش سكوت» بود كه اتفاقا نقش كوتاهی هم بود. در آن كار من هم نقش كوتاهی داشتم و خوشحالم در این كار فرصتی پیش آمد تا مقابل هم بازی داشته باشیم و البته این حضور بیشتر بود.

اعتماد بعد از دوری 10 ساله

در كار كردن با چهره‌های جوان و به اصطلاح كاراولی‌ها ترسی ندارم و حتی از فكرهای جدید استقبال می‌كنم اما سعی می‌كنم در صحبت‌های اولیه نسبتا شناختی از آنها پیدا كنم تا نگرش‌شان را در مورد آن كار بدانم. این به من كمك می‌كند تا با خیال راحت‌تری داستانی را كه دوست دارم بپذیرم. درست است كه آقای برزیده چند كار سینمایی داشتند اما به هر حال از آخرین كارشان كه در سینما اكران نشد هم حدود 10 سالی می‌گذشت و من آشنایی با نوع كارشان نداشتم اما در همان بحث‌های اولیه متوجه شدم كه دقیقا می‌داند قرار است چه كاری انجام بدهد. همین كه كارگردان بداند می‌خواهد چه كار كند و تكلیفش با پروژه مشخص باشد، از دغدغه‌های بازیگر كم می‌كند.

نگاه برابر به زنان و مردان

اساسا با فلسفه برتری‌جویانه مرد یا زن مخالفم و به نظرم هر دوی این گروه باید در كنار هم پیش بروند اما این واقعیت هم هست كه آثار كمی ساخته می‌شوند كه توجه‌شان به مشكلات واقعی و دغدغه‌های زنان باشد. به نظرم امید بنكدار و كیوان علی محمدی در دسته فیلمسازانی قرار دارند كه بر لبه انصاف راه می‌روند و زنانگی كارهایی كه ساخته‌اند در كنار روحیه و بخش مردانه كار جلو می‌رود.

خلاقیت ناشی از نظم

فكر می‌كنم یك كار حرفه‌ای از نظم و انضباط نشات می‌گیرد و بر تمام قسمت‌های كار اثر می‌گذارد. متاسفانه دیده‌ام بعضا كارهایی ساخته می‌شوند كه سر لوكیشن یا در پروسه تولید آن فیلم، نظم لازم وجود ندارد و این نه تنها كار بازیگر را سخت بلكه از تمركز و انرژی او كم می‌كند اما در فیلم «ارغوان» همه چیز سر جای خودش بود و برای همین نه تنها بازیگر بلكه عوامل هم فرصت كافی دارند تا هرازگاهی به رغم آنكه برنامه‌ریزی كار درست است، دست به تجربه كردن چیزهایی بزنند كه می‌تواند در راستای كار مفید باشد.

شوك حسی كار اپیزودیك

ساختار فیلم «جامه‌دران» به گونه‌ای بود كه نیاز به گذر زمانی مناسبی برای فیلمبردای اپیزودهایش داشت و نه تنها در مجموع یك فیلم كامل است بلكه به خاطر شرایط داستانی‌اش سه كار مجزا هم به حساب می‌آید كه برای خودم تجربه فوق‌العاده‌ای بود. كارهای اپیزودی اگر داستان خوب و ساختار درستی داشته باشند، به سرعت بیننده را درگیر می‌كنند و در لحظه مناسب او را در شوك حسی می‌برند و این به نظرم كار سختی است كه در قالب سینمای حرفه‌ای به راحتی رخ نمی‌دهد. به همین علت معتقدم آقای حمیدرضا قطبی تلاشی بلندپروازانه و بسیار دشوار را پیش‌رو داشت كه در انتها به ثمر نشست.

جایزه‌های به موقع و صحیح

نقدهای منصفانه برای بازیگر لازم است؛ همین‌طور تشویق‌هایی كه به موقع صورت می‌گیرند. تحسین و جایزه را دوست ندارم اما دلم می‌خواهد در جایی‌كه دوست دارم، تلاشم دیده شود و مورد توجه قرار بگیرم. جوایز و تشویق‌هایی كه در جشنواره‌های خارجی مانند اسپانیا یا شانگهای به كارهایم تعلق گرفت، حس خوبی را در من ایجاد می‌كند. سال گذشته برایم سال خسته‌كننده‌ای بود كه در چند كار انرژی‌بر حضور داشتم و دلم می‌خواست این تلاش به نوعی دیده شود. به هر حال همیشه وقتی پای داوری در میان است، پای سلیقه هم به میان كشیده می‌شود. ضمن اینكه در آخر فقط یك نفر باید جایزه را بگیرد و من در جشنواره‌ فیلم فجری كه برگزار شد، می‌دانستم سیمرغ را به من نمی‌دهند ولی قرار نیست از جایزه نگرفتن ناراحت بشویم.

تقدیر در جشنواره‌های بین‌المللی

من در جشنواره اسپانیا كه به «ایماجین ایندیا» معروف است، به خاطر فیلم «اشباح» كه از ساخته‌های آقای مهرجویی است، به عنوان بهترین بازیگر زن برگزیده شدم. این جشنواره که بزرگداشت آقای مهرجویی بود و برخی از فیلم‌های ایشان در آنجا به نمایش گذاشته شده بخش مسابقه هم داشت كه من به عنوان بهترین بازیگر زن در این بخش انتخاب شدم. پیش از آن هم در جشنواره شهر به خاطر فیلم «عصر یخبندان» جایزه گرفتم. در جشنواره شانگهای هم فیلم «جامه‌دران» بین 400 فیلم نهایی بود كه از بین 2هزار فیلم انتخاب كرده بودند كه دستاورد بسیار خوب و ارزشمندی برای سینمای ما محسوب می‌شود.

مصائب داشتن یك چهره زیبا

نگاه عمومی به بازیگران نه بر اساس توانایی كه ابتدا بر اساس فیزیك و چهره است و همین، كار بازیگر را سخت می‌كند و شما اگر ظاهر خوبی داشته باشید دچار وسواس در انتخاب می‌شوید كه نكند اگر این كار را بازی كنم، بگویند فقط متناسب با چهره‌اش وارد كار شده است. در سینمای ما سخت به بازیگری اطمینان می‌كنند تا نقشی متفاوت از آنچه بازی كرده را به او بسپارند. برای همین وقتی نقشی به من پیشنهاد می‌شود كه قالب تازه‌ای را می‌طلبد، بیشتر راغب می‌شوم اما از آن طرف یك اتفاق دیگر می‌افتد و حالا می‌گویند كدام بازیگر برایش مهم نیست چهره‌اش زیر گریم خراب بشود و می‌آیند سراغ من و یك تكرار در آن قالب شروع می‌شود. این در حالی است كه به نظرم باید اول به توانایی یك بازیگر در ساختن آن نقش توجه بشود.

اهمیت زیبایی به اندازه لزوم

شما نمی‌توانید فیزیك یك بازیگر را از او بگیرید یا از او بخواهید به خودش رسیدگی و توجه نكند چون كسی او را با اندام متناسب و چهره آراسته برای آن نقش نمی‌خواهد! اتفاقا هم زیبایی مهم است، هم تناسب اندام، هم آراستگی و هم توانایی. البته هر یك از آن سه عامل بسته به میزان خودش موردتوجه است. مثلا قرار نیست یك معیار زیبایی‌شناسانه بگذاریم و بگوییم خارج از این چارچوب، چهره‌مطلوبی نیست. ما در روایت داستان‌های مختلف به آدم‌های مختلف با ظاهرهای متنوع و متفاوت نیاز داریم. آدم‌های دنیای واقعی كه همه یك‌شكل و یك‌اندازه نیستند.

نقش‌های كوتاه و خاص

اینكه چرا با سابقه حدود 30 فیلم سینمایی نقش كوتاهی در «روز رستاخیز» بازی كرده‌ام، برمی‌گردد به اینكه معیارم اساسا متفاوت بودن نقش و تجربه‌ای است كه از بازی در آن به دست می‌آورم. گاهی یك نقش كوتاه چنان شما را درگیر خودش می‌كند كه حضورتان در یك سریال به آن همه انرژی و تفكر نیاز ندارد. نمی‌گویم در «روز رستاخیز» نقشی كه داشتم آنقدر خاص بود كه مرا به چالش سختی كشید؛ نه! یك نقش خوب بود كه دلم می‌خواست با كاری كه دوست دارم و فیلمسازی كه سینمایش را می‌پسندم، تجربه كنم. در «پاداش سكوت» هم نقش یك روزنامه‌نگار برایم تجربه جدید و جالبی بود.

سد سختی به نام خانواده

اولین چالش بزرگی كه برای من در امر بازیگری پیش آمد، شروع این حرفه بود. من زمانی وارد این حرفه شدم كه اولین سد مخالف با من خانواده به خصوص مادرم بود. از آنجا كه مادرم خودشان در آن مقطع با من تحصیل می‌كردند، اصلا برایشان پذیرفتنی نبود كه من آن همه زحمت و جایگاه علمی رشته‌ام را رها كنم و دنبال بازیگری بروم اما واقعیتی بود كه نمی‌شد كتمان كرد. من درست مثل همین حالا در آن زمان هم عاشق بازیگری بودم و به همین علت سرسختانه ایستادم. تنها كاری كه كردم این بود كه بگذارم درسم تمام شود و بعد اقدام كنم.

امروز راحت‌تر از گذشته

احساس می‌كنم در سال‌های اخیر، وارد شدن به سینما نسبت به زمانی‌كه من و نسل من وارد این حرفه شدیم، كار به نسبت راحت‌تری است. هم نگاه خانواده‌ها به این مقوله مانند گذشته نیست و هم امكانات آموزشی بیشتر شده و هم حالا جدای از سینما تعداد تولیدات در مجموع بیشتر است. حتی زمانی‌كه من در شروع بازیگری‌ام كه هنوز در اواسط دوره‌های آموزشی كلاس‌های آقای تارخ بودم و سریال «اصحاب كهف» را بازی كردم، مگر چند سریال تلویزیونی سالانه ساخته می‌شد كه شما شانس پیشنهاد حضور در آن را داشته باشید.

روایت عادی زندگی ما

زندگی یك بازیگر اتفاق عجیب و غریبی نیست كه بگوییم آنها در جای دیگری با سبك زندگی دیگری عمرشان را سپری می‌كنند. اتفاقا این شكل نگاه باعث شده كارهای عادی بازیگران جالب به نظر برسد. مثلا كسی انگار از من انتظار ندارد سوار مترو یا اتوبوس بشوم یا برای خانه خرید كنم. انگار همه چیز باید خودش فراهم بشود و همه چیز در خدمت ماست. اتفاقا من هم وقتی سوار اتومبیل می‌شوم، پشت ترافیك می‌مانم و این غیرعادی نیست.

نگاه شخصی به پوشش

در نگاه من مدی كه هرگز كهنه نمی‌شود، همان سادگی است و به نظرم اگرچه خوب است آدم به‌روز باشد اما این به‌روز بودن باید در یك استاندارد اجتماعی و فیلتر شخصی باشد. خیلی خوب است كه در مسائل شخصی مانند انتخاب رنگ لباس بیشتر از آنكه به آنچه مد شده، به این توجه كنیم كه اصلا مناسب با من هست یا نه. فارغ از همه مسائل مانند بافت اجتماعی و شأن اجتماعی و جایگاه كاری، اولین و ابتدایی‌ترین پرسش این است كه اصلا به من می‌آید یا نه. خودمان بهترین داور در این زمینه هستیم و نگاه شخصی ما می‌تواند انتخاب ما را راحت كند. من برای همین علاقه‌ای كه به پوشش، لباس و. . . داشتم وارد كار طراحی لباس شدم و در آن دوره احساس فوق‌العاده‌ای هم داشتم چون دنیای رنگ و طرح را دوست دارم.

زیبایی و سلامتی از درون

سلامت ماندن و توجه به زیبایی حتما مستلزم هزینه‌های زیاد و رفتن به مراكز مربوطه و. . . نیست. من منكر خوب بودن این چیزها نیستم اما وقتی شما از نظر ذهنی واقعا نخواهید كه سبك زندگی سلامتی را در پیش بگیرید، اتفاقی نمی‌افتد و هیچ موسسه و مجموعه زیبایی و باشگاهی از شما یك آدم زیبا و سلامت آماده نمی‌سازد. وقتی شما نتوانید میل به پرخوری را در خودتان كنترل كنید یا از بین ببرید، هیچ متخصص تغذیه‌ای نمی‌تواند به هیچ روش استاندارد و علمی و سالمی وزن‌تان را كم كند. اگر شما به سلامت پوست خود بی‌توجه هستید و كارهایی را انجام می‌دهید كه به پوست‌تان لطمه می‌زند، هیچ درمان و روشی نیست كه زیبایی شما را برای مدت طولانی تضمین كند.

سفر یعنی درس زندگی

من از بودن در اجتماع و رفتن به سفرهای مختلف، دایره دید و نگاهم به زندگی و هستی و حتی خودم را زیاد می‌كنم. نگاه كردن به آداب و فرهنگ زندگی جوامع مختلف برایم بهترین اتفاقی است كه در طول سفر می‌افتد. واقعا به این عقیده باور دارم كه زندگی كردن، بهترین راه برای یادگرفتن است و سفر خودش یك كلاس درس پویاست كه اگر دوست داشته باشید چیزهای بیشتری فرا بگیرید باید زیاد به سفر بروید و فقط خودتان را معطوف لذت بردن از حواشی سفر نكنید و نگاه‌تان را گسترش بدهید.


اهداف اصلی حضور در یونیسف

گاهی كارهایی هست كه انجام‌شان یك لذت درونی خاص به شما می‌دهد چون احساس می‌كنید می‌توانید قدمی برای واقعیت زندگی فرد یا افرادی‌بردارید. حضور در یونیسف هم برایم همین حس و حال را دارد. همیشه برایم مهم بوده كه نسل كودكان و نوجوانان ما و هر جایی از دنیا، در آینده به چه‌سمتی می‌روند و چه آینده‌ای در انتظارشان است؛ آن هم با این همه جنگ و كمبود و خطراتی چون رشد بیماری‌های مرگبار، بحران آب و دارو و كم‌شدن امنیت یك زندگی نرمال و... . خوشحالم كه در این مسیر توانسته‌ام كارهایی در جهت ایجاد بستر آموزش و درمان و احقاق حق كودكان انجام دهم.

قطعا توجه مردم به چهره‌هایی كه دوست‌شان دارند و بازیگران كه جزو این افراد هستند، باعث می‌شود تاثیر حرف آنها روی عموم بیشتر شود. در تمام دنیا تبلیغات با حضور چهره‌های محبوب و معروف مردمی یكی از بهترین روش‌های تبلیغاتی است كه خوب هم پاسخ می‌دهد. به همین علت در این مدت، از همكاری و همراهی دوستان زیادی در این حرفه استفاده كرده‌ام كه بتوانیم كارهای مهم‌تر و بیشتری را در زمینه‌های آموزش و پیشگیرانه مراقبتی و سلامتی انجام دهیم. بخشی از این كارها پروژه‌هایی چون سمینارهای آگاهی‌دهنده و مستندهای آموزشی و بخشی از آن هم استفاده از كمك‌ها و همیاری‌های مردمی است. فعالیت‌های یونیسف طیف گسترده‌ای است كه با اهداف امدادرسانی عمومی در شرایط بحرانی همراه است. جنگ و بلایای طبیعی در كنار سایر مشكلات همچون محرومیت‌ها و كمبودهای جهانی شرایطی را ایجاد می‌كنند كه نیاز به كمك‌های مردمی بیشتر احساس می‌شود و در این شرایط است كه حضور یونیسف كمك‌كننده است.

هدف من و همكارانم در ارائه كمك ابتدا توجه به مسائل و مشكلات كودكان داخل كشور است و بعد از آن در پی كمك‌رسانی به مناطقی از جهان كه به دلیل شرایط مختلف بچه‌ها و زنانش درگیر مشكلات و خطرات هستند. یكی از چیزهایی كه به نظرم باید به آن توجه بیشتری کرد، اهمیت بررسی مشكلات كودكان و نوجوانان كشورمان در زمان حال و تلاش برای رفع موانع و مشكلات‌شات در آینده است. این تلاش را می‌توان با آموزش و ایجاد بستر لازم برای رشد و داشتن سطح نرمالی از زندگی و امنیت غذایی، دارویی و آموزشی به‌ثمر رساند چون آنها قرار است نسل پیشرو و آینده‌ساز كشورمان باشند و البته همگی‌شان باید در حد امكان از امكانات ابتدایی یكسانی برخوردار باشند تا در آینده جامعه‌ای سلامت و علاقه‌مند به دانش و پیشرفت داشته باشیم.

مجله زندگی ایده آل


نظرات()   
   
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic